معنی عداء
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) درگذشتن از حد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از مهذب الاسماء). || ستم کردن بر کسی. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِمص) دوری. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطرالمحیط). || (اِ) کاری که بازگرداند ترا از چیزی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || الطلق الواحد. (از اقرب الموارد). || درازی و پهنای چیزی و حد نهایت آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ عِ ] (ع اِ) سنگی نازک که بدان چیزی را بپوشانند. (از اقرب الموارد) (قطرالمحیط). در محیط المحیط عِدو را بدین معنی نوشته و گوید جمع آن عِداء است و ذیل عِدی نویسد: سنگی است رقیق که بدان چیزی را پوشانند. || (مص) خصومت کردن با کسی و دشمن او شدن. (اقرب الموارد). || پی یکدیگر زدن. || پی یکدیگر زدن و انداختن دو شکار را در یک تک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر