معنی عجیة
6 بازدید
[ عُ جی یَ ] (ع ص) مؤنث عجی. ج، عُجایا، عَجایا. (اقرب الموارد). عُجْیَة... (ع اِ) پوست خشک شده که آن را پزند و خورند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). یقال قوت فلان اکل العجی. (اقرب الموارد). || لغتی است در عجاوة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عجیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر