معنی عجمة
5 بازدید
[ عَ جَ مَ / عَ مَ ] ( ع ص، اِ) خرمابن که از هسته روید. || سنگ سخت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). سنگ سخت کلان که ناقه را به وی تشبیه دهند. (منتهی الارب). ج، عجمات.[ عُ مَ / عِ مَ ] (ع اِ) ریگ بسته، و گویند بسیاری ریگ. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). آخر ریگ توده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). عجمةالرمل؛ آخره. (از اقرب الموارد). || (اِمص) ابهام. || خفا. || عدم فصاحت کلام. (اقرب الموارد). || (اِ) لفظی که از وضع زبان عربی خارج باشد مانند نوح و لوط و عجمة یکی از اسباب منع صرف است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به غیرمنصرف شود.
کلمات همقافیه با «عجمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر