معنی عجلة

معنی عجلة

7 بازدید
[ عَ جَ لَ ] (ع اِ) گردون که بر او بار کشند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آلتی که بار بر آن نهند و آن را گاو کشد. (از اقرب الموارد). ج، عَجَل، اَعجال، عِجال. || دولاب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || چوب بر پهنای سر چاه که دلو بدان آویخته شود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || چوب با هم بسته که بر آن رخت نهند. (منتهی الارب). خشب تؤلف، یحمل علیها الاثقال. (اقرب الموارد). || گِل. || گِل سیاه. || پایه ای مر خرمابن را و آن چنان باشد که تنهٔ آن جای جای بکاوند تا بدان بر آن برآیند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). الدرجة من النخل نحو النقیر. (اقرب الموارد). || (اِمص) خفت. (اقرب الموارد). || سرعت. (ترجمان) (اقرب الموارد). || (مص) شتاب کردن. (اقرب الموارد).
[ عِ لَ ] (ع اِ) گوسالهٔ ماده. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || سقاء. (اقرب الموارد). || خیک روغن. (منتهی الارب) (آنندراج). || دولاب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || توشه دان. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، عِجَل، عِجال، عَجال. || نوعی از گیاه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ عَ جَ لَ ] (اِخ) از دهات ذمار به یمن است. (معجم البلدان).
[ عِ لَ ] (اِخ) موضعی است نزدیک انبار و بنام عجلة دختر عمروبن عدی، جد ملوک لخم موسوم است. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «عجلة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید