معنی عجز آوردن
7 بازدید
[ عَ وَ دَ ] (مص مرکب) درماندگی نمودن. ناتوانی کردن. ناتوان بودن : ما عشق ترا به یادگار آوردیم بر خاک تو عجز و افتقار آوردیم .
کلمات همقافیه با «عجز آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر