معنی عجزاء
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) زن کلان سرین. مؤنثِ اَعْجَز. || (اِخ) ریگستانی است بلند. || (ص، اِ) عقاب کوتاه دم. || عقابی که در دم او پر سفید باشد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || زنی که کف دست او درشت باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). الشدید دایرة الکف. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عجزاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر