معنی عجرمة
5 بازدید
[ عَ رَ مَ ] (ع مص) شتافتن. (منتهی الارب). || (اِ) صد شتر یا دو صد یا مابین پنجاه تا صد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). و بدین معنی عُرُمَة و عِجرِمَة نیز آمده است. || (ص) مؤنث عجرم. رجوع به عجرم شود.[ عُ رُ مَ / عِ رِ مَ ] (ع اِ) درختی است خاردار بسیارگره. (اقرب الموارد). درختی است بزرگ که آن را گره ها است و از آن کمان سازند. (معجم البلدان). درختی است. (منتهی الارب). ج، عُجْرُم و عِجْرِم. || (ص) ماده شتر درشت سخت. الناقة الشدیدة. (اقرب الموارد).[ عُ رُ مَ ] (ع ص) مؤنث عجرم. رجوع به عجرم شود.
کلمات همقافیه با «عجرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر