معنی عجال
5 بازدید
[ عِ / عَ ] (ع اِ) جِ عِجلة. رجوع به عجلة شود. || جِ عَجَلة. رجوع به عَجَله شود. || جِ عَجیل. رجوع به عَجیل شود. || جِ عَجلان. (منتهی الارب). رجوع به عجلان شود.[ عُ جْ جا ] (ع اِ) مشتی از طعام حَیس و خرما که به شتاب خورده شود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || خرما با سویق شورانیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || مشتی از خرما. عجول. (منتهی الارب)
کلمات همقافیه با «عجال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر