معنی عجاسی
5 بازدید
[ عَ سا ] (ع اِ) عجاساء. گلهٔ بزرگ از شتران. (منتهی الارب). العظیمة من الابل. (اقرب الموارد). || پاره ای از شب. (منتهی الارب). رجوع به عجاساء شود.
کلمات همقافیه با «عجاسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر