معنی عجاردة
5 بازدید
[ عَ رِ دَ ] (اِخ) فرقه ای از خوارج اصحاب عبدالرحمن بن عجردند، در اعتقادات با «نَجَدات» یکسانند جز آنکه اینان گویند طفل از هر تکلیفی مبراست تا آنکه بعد از بلوغ اسلام آورد و واجب است که پس از بلوغ او را به اسلام دعوت کنند و نیز گویند اطفال مشرکان در آتش جهنم خواهند بود. عجارده بده فرقه منشعب شده اند: میمونیه، حمزیة، شعیبیة، حازمیه، اطرافیه، خلفیه، معلومیه، مجهولیة، صلتیة، ثعالبه. (از شرح مواقف از کشاف). || عجارده اصحاب عبدالکریم بن عجرداند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عجاردة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر