معنی عثور
7 بازدید
[ عُ ] (ع مص) دیده ور شدن. دیده ور شدن بر چیزی. (از تاج المصادر) (منتهی الارب). || لغزیدن. به رو درافتادن. (اقرب الموارد): از قصور چشم باشد آن عثور که نبیند شیب و بالا را ز دور. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «عثور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر