معنی عثواء
7 بازدید
[ عَ ثْ ] (ع ص) عجول. (اقرب الموارد). || (اِ) کفتار. (منتهی الارب). کفتار بخاطر موی فراوان آن. || (ص) گنده پیر. (منتهی الارب): در دیدهٔ ناقص خردان که نظر جز به عیوب نمی گمارند أقبح من ... دلال العثواء بود. (درهٔ نادره ص ۵۳).
کلمات همقافیه با «عثواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر