معنی عثمانوند

معنی عثمانوند

6 بازدید
[ عُ مانْ وَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان کرمانشاهان و حوزهٔ آمار کنگاور است. این دهستان در منطقهٔ کوهستانی و در جنوب خاوری کرمانشاهان بین دهستانهای ماهیدشت زردلان و جلالوند است. هوای آن سرد و سالم است و آب آن از چشمه ها و رودخانهٔ اهوران تأمین میشود. محصولات عمدهٔ آن غلات، لبنیات، و زغال و هیزم است. و شغل اهالی زراعت و گله داری و حمل هیزم و زغال به شهر است. راههای دهستان مالرو است و فقط در تابستان از طریق گردنهٔ قادرمرز که بین این دهستان و ماهیدشت است اتومبیل تا آبادی سرجوب مرکز این دهستان میتوان برد. این ناحیه از ۱۵ آبادی تشکیل شده و در حدود ۵ هزار تن سکنه دارد. و قراء مهم آن بشرح زیر است: بوژن، خشکرود، مستعلی، مسکره، سرجوب. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ عُ مانْ وَ ] (اِخ) یکی از ایل های کرد ایران. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۶۰).

کلمات هم‌قافیه با «عثمانوند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید