معنی عثلبة
9 بازدید
[ عَ لَ بَ ] (ع مص) گرفتن چوب آتش زنه را از درخت ناشناخته یعنی ندانستن که آتش میدهد یا نه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || در خاکستر بریان کردن گندم را یا بضرورت کبیده نمودن آن را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سخت فروبردن آب را. (منتهی الارب). || شورانیدن. || پراکنده ساختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تباه کردن.
کلمات همقافیه با «عثلبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر