معنی عثار
12 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) جای هلاک و بدی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ عِ ] (ع اِمص) بدی. (اقرب الموارد). || (ص) ناخوش آیند. (اقرب الموارد). || (مص) شکوخیدن. بسر درافتادن. (منتهی الارب) (غیاث اللغات): ماه چون شد بدر آمد بی عثار شاه پیلان شب به سوی چشمه سار.مولوی. هر که آخربین تر از مسعودوار نَبْوَدَش هر دم بره رفتن عثار.مولوی. هر قدم من از سر بینش نهم از عثار و اوفتادن وارهم.مولوی. || به روی درافتادن و خوار گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عثار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر