معنی عتیک
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص، اِ) روز سخت گرم. (اقرب الموارد). || سرخ از کهنگی. (اقرب الموارد).[ عَ ] (اِخ) ابن تعلبةبن الدؤلی. از بکر از عدنانیه جد جاهلی است. نسبت بدو عتکی است از فرزندان او محکم الیمامة. (از اعلام زرکلی).[ عَ ] (اِخ) موضعی است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عتیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر