معنی عتود
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) درخت کنار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || درخت بزرگ ریگستانی. (منتهی الارب) (آنندراج). طلح. (اقرب الموارد). || (ص) بزغالهٔ یکساله. (اقرب الموارد): بچه گوسفند... چون قویتر گردد عریض گویند پس عتود. (تاریخ قم ص ۱۷۸). || بزغاله که علف خوار باشد. (اقرب الموارد).[ عَ تْ تو ] (اِخ) کوهی است بین سیاله و ملل و گفته شده است کوهی است سیاه از جانب نقیع.[ عَ تْ وَ ] (اِخ) موضعی است به حجاز. عمرانی گوید [ عَ / عِ ] روایت شده است و آبی است کنانه را.
کلمات همقافیه با «عتود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر