معنی عته

معنی عته

6 بازدید
[ عَ / عُ تْ هْ ] (ع مص) سبک عقل شدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || کم عقل شدن. (منتهی الارب). || فاقد خرد گشتن. (اقرب الموارد). || مدهوش گشتن. (منتهی الارب). و گفته اند مدهوش شدن از جز دیوانگی. (اقرب الموارد). معتوه شدن. || رفتن خرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر). || آزمند علم گردیدن. (اقرب الموارد) (لسان العرب) (منتهی الارب). || حریص شدن بر اذیت کسی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || حریص شدن بر حکایت و تقلید کردن کلام کسی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || در اصطلاح علمای اصول عبارت است از اختلال در عقل بنحوی که گفتار صاحب آن بر یک سیاق نباشد گاه سخنان او بر روش سخنان دانایان و گاه بر طریق گفتار دیوانگان باشد. (از کشاف).

کلمات هم‌قافیه با «عته»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ته» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید