معنی عتعت
6 بازدید
[ عَ عَ ] (ع اِ) بزغالهٔ نر. (اقرب الموارد) || (ص) سخت توانا. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). مرد درازبالا تمام اندام. || مرد دراز مضطرب خلقت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) کلمه ای است که بدان بزغاله را خوانند. (منتهی الارب).[ عُ عُ ] (ع ص، اِ) رجوع به عَتعَت شود به همهٔ معانی آن.
کلمات همقافیه با «عتعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر