معنی عتر

معنی عتر

6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) استوار کردن نیزه و جز آن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || لرزیدن و جنبیدن نیزه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). برخیزانیدن نیزه و برداشتن. (منتهی الارب) (آنندراج). || قربان کردن عتیره، گوسپند قربانی جاهلیت را. (منتهی الارب).
[ عِ ] (ع اِ) اصل و در مثل است عادت بعترها. در حق شخصی گویند که به سوی خلق قدیم خود بازگردد، عادت الی عترها؛ یعنی به اصل خود بازگشت در حق کسی گویند که بخوی واگذاشته بازگردد. || گیاهی است که پراکنده روید، یا از درختان خرد است. رستنی است مانند مرزنجوش که بدان مداوا کنند و گفته اند درختان خرد است. || نره. || بت. (منتهی الارب). بت که برای آن قربانی کنند. (اقرب الموارد). || ذبیحه. || هرچه ذبح شود. (منتهی الارب). گویند که در جاهلیت در ماه رجب جهت خدایان خود میکشتند. (اقرب الموارد). || دستهٔ بیل و جز آن. یا چوب پهن که بیل آهن دوزند و پای بر او نهند وقت زمین کندن. || (مص) بیهوده گفتن. (اقرب الموارد) (آنندراج).
[ عَ تَ ] (ع اِمص) سختی. شدت. (اقرب الموارد). || توانایی قوت در حیوان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
[ عُ تُ ] (ع ص، اِ) جِ عاتر. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «عتر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید