معنی عتاه
8 بازدید
[ عُ ] (ع مص) سبک عقل گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). ناقص عقل شدن. (اقرب الموارد). || مدهوش گشتن و رفتن خرد. (منتهی الارب) (آنندراج). مدهوش گشتن. (منتهی الارب). || مدهوش شدن بدون زوال عقل. (اقرب الموارد). || آزمند علم گردیدن و حریص شدن بر آن. || حریص شدن بر اذیت کسی. || حریص شدن بر حکایت کردن کلام کسی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ عَ ] (ع مص) ناقص شدن عقل بدون جنون. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عتاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر