معنی عتاقة
6 بازدید
[ عَ قَ ] (ع مص) کهنه شدن. (اقرب الموارد) (ترجمان علامهٔ جرجانی).[ عَ قَ ] (ع مص) آزاد گردیدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (ص) آزاد کرده مولی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عتاقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر