معنی عبور کردن
4 بازدید
[ عُ کَ دَ ] (مص مرکب) گذشتن. درگذشتن. مرور کردن. پیمودن راه را.
کلمات همقافیه با «عبور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر