معنی عبهرة
6 بازدید
[ عَ هَ رَ ] (ع ص) زن تنک پوست سخت سپید. آگنده گوشت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). نیکوروی. (منتهی الارب) (آنندراج). زن خوش تن خوشخوی. (منتهی الارب). زن تنک پوست سپیداندام روشن. آکنده گوشت فربه. || خوش خوی و خوش تن. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عبهرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر