معنی عبنقس
9 بازدید
[ عَ بَ قَ ] (ع ص) مرد بدخوی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || نازک تن. درازبالا از مردان. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (آنندراج). || کسی که دو جدهٔ او از جانب پدرش عجمی باشند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عبنقس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قس» برای سرودن شعر