معنی عبلة
7 بازدید
[ عَ لَ ] (ع ص) سطبر و تمام اندام. (منتهی الارب). امرأة عبلة؛ زن تمام اندام. (اقرب الموارد).[ عَ لَ ] (اِخ) بنت عبید. از تمیم مادری جاهلی است. زن عبدشمس بن عبدمناف قرشی بود و فرزندان عبدشمس از این زن اند. و آنها را عَبَلات گویند. و آنان سه بطن اند: امیه، عبدامیه، نوفل. (از الاعلام زرکلی).[ عَ لَ ] (اِخ) قلعه ای است بین دو همسایهٔ غرناطه و مریه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عبلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر