معنی عبسی

معنی عبسی

6 بازدید
[ عَ سی ی ] (اِخ) در اصطلاح رجال لقب احمدبن عائذ و اسماعیل بن یحیی و حبیب بن جری و جز آنها است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۶۱).
[ عَ سی ی ] (ص نسبی) نسبت است به عبس بن بغیض بن ریث بن غطفان بن قیس عیلان بن مضربن نزاربن معدبن عدنان. (اللباب ج ۲ ص ۱۱۴).
[ عَ سی ی ] (ص نسبی) نسبت است به عبس الازد. (اللباب ج ۲ ص ۱۱۴).
[ عَ ی ی ] (ص نسبی) نسبت است به عبس مراد. (اللباب ج ۲ ص ۱۱۴).
[ عَ ی ی ] (ص نسبی) منسوب به عبس بن غطفان ربعی بن خراش العبسی الکوفی تابعی مشهور است. از عمرو علی (ع) و بسیاری از صحابه روایت کند شعبی و منصوربن المعتمر و جز آن از وی روایت کنند. وی مردی ثقة بود و به سال ۴۰۴ هـ . ق. درگذشت. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱۴).
[ عَ سی ی ] (اِخ) عبیداللََّه بن موسی العبسی از محدثان است. از اسماعیل بن ابی خالد و اعمش روایت کند و بخاری و مردم عراق و غرباء از وی روایت کنند. وی به سال ۲۱۲ یا ۲۱۳ هـ . ق. درگذشت. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱۴).
[ عَ سی ی ] (اِخ) علی بن افلح، مکنی به ابوالقاسم و ملقب به جمال الدین. شاعری است ظریف و به بسیاری از شهرها سفر کرد و خلفا و ارباب مناصب را مدح گفت وی به سال ۵۳۵ هـ . ق. به بغداد درگذشت. در سمت غربی مقابر قربش مدفون است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۶۱).
[ عَ سی ی ] (اِخ) عنترةبن شدادبن عمروبن قرار یا غترةبن عمروبن شدادبن عمروبن معاویةبن قرار نجدی عبسی. از مردم نجد و از قبیلهٔ بنی عبس است. از جهت شکاف لب زیرینش ملقب به فلجاء بود مادرش زبیبه کنیز حبشی بود پدر او ابتدا او را نفی ولد کرد و بعد از آنکه بسن رشد رسید مجدداً به فرزندیش اقرار کرد. فرید وجدی آرد: چون وی از مادر کنیز بدنیا آمد برسم جاهلیت وی ابتدا بردهٔ پدرش بود. و چون بسن رشد رسید و در جنگی از خود شهامت و شجاعت نشان داد او را آزاد کرد و او را به فرزندی گزید. وی یکی از فرسان و از قویترین و اعرف مردم زمان خود به فنون جنگی بود. شاعری فصیح بود قصیدهٔ میمیه او که ۷۹ بیت است مشهور است و چندین بار در برلن و ایران و جز آن جزء معلقات دیگر بچاپ رسیده است. این قصیده از جهت طراوت خاصی که دارد در میان اعراب به مذهبه موصوف گردیده و دیوانی دارد که اولش همان قصیده است و در بیروت و قاهره چاپ شده است. وی به سال ۶۱۵ م. درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۳ صص ۶۱ - ۶۲) (از دائرة المعارف فرید وجدی ج ۴ ص ۷۵۸).
[ عَ سی ی ] (اِخ) محمدبن ابی شیبة ابراهیم بن عثمان بن خواستی العبسی. از پدر خود و اسماعیل بن ابی خالد و اعمش و جز آنان حدیث شنید. از وی یزیدبن هارون و پسر او عثمان روایت کنند. وی به سال ۱۸۲ هـ . ق. در سن ۷۷ سالگی درگذشت. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱۵).

کلمات هم‌قافیه با «عبسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید