معنی عبرب
6 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِ) تتم که نوعی از بر درخت ترش است که در طعام اندازند. مقوی احشای حار و قابض و رافع صفراء است. (منتهی الارب) (آنندراج). سماق. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عبرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر