معنی عبدیة
7 بازدید
[ عَ دی یَ ] (ص نسبی) مؤنث عبدی. (اقرب الموارد). || (ع اِمص) طاعت چنانکه کلمهٔ عبودیت است. (اقرب الموارد). تقول هو بیّن العبدیة. (اقرب الموارد)؛ یعنی طاعت او آشکار است. || (ص نسبی) الدراهم العبدیة؛ درهمها بود که از درهمهائی که پس از آن ساختند فاضل تر و راجح تر بود. (اقرب الموارد). نوعی از دراهم جید و اعلا. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عبدیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر