معنی عبدل‌آباد

معنی عبدل‌آباد

6 بازدید
[ عَ دُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جوپار بخش ماهان شهرستان کرمان. واقع در ۱۴ هزارگزی باختر ماهان و ۲ هزارگزی راه ماهان جوپار. آب آن از قنات حکیم آباد تأمین میشود و ۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ عَ دُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان کرمان. واقع در ۱۲هزار گزی شمال باختری زرند و ۲هزار گزی خاور راه مالرو زرند - بافق و ۴۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ عَ دُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت. واقع در ۳۷هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و هفت هزارگزی راه عنبرآباد -سبزواران و ۴۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان، واقع در هفت هزارگزی جنوب رفسنجان. کنار راه شوسهٔ رفسنجان به کرمان. واقع در جلگه و هوای آن سردسیر است. ۲۲۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات، پسته و پنبه است. اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. راه آن شوسه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان لک بخش قروهٔ شهرستان سنندج. واقع در ۴۰هزارگزی شمال باختر قروه کنار رودخانه بایتمر. تپه ماهور و سردسیر است و ۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند. صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهران بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان. واقع در ۳۳هزارگزی شمال باختر قصبهٔ کبودرآهنگ، کنار راه قافله رو قدیم زنجان -همدان. ناحیه ای است واقع در دشت و سردسیر است. آب آن از قنات تأمین میشود و ۱۴۰ تن سکنه دارد. محصولاتش غلات دیم و لبنیات است و اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند. صنایع دستی زنان قالی بافی است. در خشکسالی از طریق کبودرآهنگ و داس قلعه اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان خسروشیرین بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در ۱۸هزارگزی شمال جغتای. ناحیه ای است واقع در جلگه. هوای آن معتدل است. ۱۱۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات، پنبه و زیره است و اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حلوان بخش طبس شهرستان فردوس. واقع در ۸۴هزارگزی شمال طبس ناحیه ای است کوهستانی. گرمسیر ۱۸ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات است. اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان آزادوار بخش جغتای شهرستان سبزوار. واقع در ۴۷هزارگزی شمال باختری جغتای، سر راه اتومبیل رو نقاب. ناحیه ای است واقع در جلگه. هوای آن معتدل است و ۱۱۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات است. اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. راه آن اتومبیل رو میباشد و یک باب دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان فیض آباد بخش فیض آباد محولات شهرستان تربت حیدریه. واقع در شش هزارگزی شمال خاوری فیض آباد. ناحیه ای است واقع در دشت و ۲۸۳۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات، خشکبار، پنبه است. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند. صنایع دستی، چادرشب ابریشمی بافی است راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه. واقع در ۳۷هزارگزی شمال کدکن کنار کال چغوکی. ناحیه ای است در دشت. هوای آن معتدل است و ۲۲۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات و پنبه است. اهالی به کشاورزی و گله داری و کرباس بافی اشتغال دارند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومهٔ شهرستان بیرجند. واقع در ۴۱هزارگزی باختر مشهد و یکهزارگزی شمال راه شوسهٔ مشهد به قوچان. جلگه ای و هوای آن معتدل است و ۲۴۱ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات است. اهالی به کشاورزی و مالداری اشتغال دارند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند. واقع در ۳۳هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. ناحیه ای است در دامنه. هوای آن معتدل است ۵ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات است. اهالی به کشاورزی اشتغال دارند راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنارشهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر. واقع در ۱۸هزارگزی جنوب خاوری بردسکن به نیگنان. این ده در جلگه واقع و هوای آن گرمسیر است و ۳۱۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات و زیرهٔ سبز است. اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان میربیگ بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در ۵۶هزارگزی باختر نورآباد و ۳۲هزارگزی باختر نورآباد به کرمانشاه. واقع در جلگه و تپه ماهور هوای آن سردسیر و مالاریایی است. ۳۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ کاویار و چشمه تأمین میشود. محصولاتش غلات، لبنیات و پشم است. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ قیطول بوده، زمستان قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «عبدل‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید