معنی عبدالکریم

معنی عبدالکریم

7 بازدید
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالرحمان بن عیسی النائب الاوسی الانصاری. فقیه و ادیب بود. او را شعری نکو است. وی از مردم طرابلس عرب است و به سال ۱۱۸۹ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن احمدبن موسی بن طاوس العلوی الحسنی معروف به ابن طاوس. رجوع به ابن طاوس غیاث الدین ابوالمظفر در این لغت نامه و الاعلام زرکلی و نامهٔ دانشوران ج ۱ ص ۱۱۱ شود.
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن عبدالحاکم بن سعید الفارقی. از وزراء دولت فاطمیهٔ مصر بود. وی به سال ۴۵۴ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن عبدالصمدبن محمد القطان الطبری شافعی، مکنی به ابومعشر شیخ اهل مکه و عالم به قراآت بود. از تألیفات اوست: التلخیص فی القراآت الثمان. سوق العروس فی القراآت. عیون المسائل فی التفسیر. وی به سال ۴۷۸ هـ . ق. به مکه درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن عبدالنوربن المنبر الحلبی المصری. وی صاحب تاریخ مصر و شرح صحیح بخاری است. به سال ۷۳۵ هـ . ق. درگذشت. (از رجال حبیب السیر ص ۵۴۱) (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن عطایابن عبدالکریم القرشی الزهری الاسکندرانی. وی در قرافهٔ کبرای مصر سکونت جست. از تألیفات اوست: شرح ابیات الجمل. زیارة قبور الصالحین. وی به سال ۶۱۲ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن فضل المطیع للََّه بن المقتدر العباسی معروف به الطائع للََّه. رجوع به الطائع للََّه شود.
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن مالک الخزرجی، مکنی به ابوسعید. رجوع به ابوسعید عبدالکریم بن مالک شود.
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالکریم الرافعی القزوینی الشافعی. وی عالم دینی بود و در قزوین درس تفسیر و حدیث میگفت. از تألیفات اوست: المحرر. فتح العزیز فی شرح الوجیز للغزالی. شرح مسند الشافعی. الامالی الشارحة لمفردات الفاتحه. به سال ۶۲۳ هـ . ق. بقزوین درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن محمدبن منصور التمیمی سمعانی مروزی، مکنی به ابوسعد. رجوع به ابوسعد عبدالکریم و نیز به الاعلام زرکلی شود.
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن محمد الهارونی دیباجی، مکنی به ابونصر. رجوع به ابونصر عبدالکریم شود.
[ عَ دُلْ کَ ] (اِخ) ابن هوازن بن عبدالملک بن طلحة النیشابوری قشیری اشعری شافعی صوفی، مکنی به ابوالقاسم و ملقب به زین الاسلام از بنی قشیر و شیخ خراسان بود. وی مردی زاهد و عالم به دین بود. او از اعرابی است که به خراسان رفتند و نسبت او به قشربن کعب میرسد. در کودکی پدرش را از دست داد. از محضر استادانی معروف همچون علی بن حسین نیشابوری معروف به دقاق و محمدبن ابی بکر طوسی و ابی بکر فورک فقه و اصول آموخت. وی از بزرگان و شیوخ اهل تصوف و عرفان است و مورد توجه سلطان آلب ارسلان بود. از تألیفات اوست: تفسیر کبیر به نام التیسیر فی علم التفسیر. رسالة فی رجال الطریقة. مختصر المحصل فی الکلام. المنتخب فی علوم الحدیث. لطائف الاشارات. رسالة القشیریه. مختصر الهدایة و جز آن. وی به سال ۳۷۶ هـ . ق. متولد و در ۴۶۵ به نیشابور درگذشت. (از الاعلام زرکلی و روضات الجنات صص ۴۴۴ -۴۴۶).

کلمات هم‌قافیه با «عبدالکریم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید