معنی عبدالقادر

معنی عبدالقادر

7 بازدید
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن القاسم بن احمد الانصاری السعدی العبادی المالکی. از علماء عربیت بود. به سال ۸۱۴ هـ . ق. به مکه متولد شد و در ۸۸۰ هـ . ق. درگذشت. وی قضاوت مالکیهٔ مکه را یافت. از تصنیفات اوست: هدایة السبیل فی شرح التسهیل. حاشیة علی التوضیح. حاشیة علی شرح الالفیة للمکودی. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن شیخ بن عبداللََّه بن شیخ بن عبداللََّه العیدروس. وی مورخ و باحث و از مردم یمن بود. در حضرموت سکونت جست. سپس به احمدآباد هند رفت. مولد او به سال ۹۷۸ هـ . ق. است و به سال ۱۰۳۸ هـ . ق. به احمدآباد درگذشت. از تألیفات اوست: النورالسافر فی اخبار القرن العاشر. الروض الناضر فی من اسمه عبدالقادر من اهل القرنین التاسع و العاشر. الفتوحات القدسیة فی الخرقة العیدروسیة. الحدائق الحضرة فی سیرة النبی و اصحابه العشرة. الحضرة العزیزة بعیون السیرة الوجیزة. الانموذج فی مناقب اهل بدر. الدرالثمین فی بیان المهم من علم الدین. غایة القرب فی شرح نهایة الطلب. الروض الاریض. و آن مجموعهٔ منظومه های او است. قرة العین فی مناقب الولی با حسین. الزهر الباسم من روض الاستاذ حاتم. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن صالح بن عبدالرحمان الحلمی البانقوسی. وی فقیهی حنفی و فاضل و از مردم حلب بود. از تألیفات اوست: سلک النضار. تعلیق علی اوائل صحیح البخاری و شروحی دیگر. وی به سال ۱۱۴۲ متولد شد و به سال ۱۱۹۹ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن عبدالکریم الوردیغی المغربی. فقیهی مالکی و نحوی فاضل بود. از تألیفات اوست: سعدالشموس و الاقمار و زبد شریعة النبی المختار که در فقه و مذاهب اربعه است. بغیة المشتاق لاصول الدیانة و الاذواق. سلوة الاخوان فی الرد علی اهل الجحود و العدوان و جز آن. وی به سال ۱۳۱۳ هـ . ق. به مصر درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن اسماعیل العبدلانی. وی فقیهی متصوف و کردی الاصل است. به سال ۱۱۶۴ هـ . ق. به حلب متولد شد و سپس به دمشق رفت و به سال ۱۱۷۸ درگذشت. از تألیفات اوست: سلاح السفرفیما یوجب الظفر. رحلة الی الحجاز. الجمع الاوفی فی الصلاة علی المصطفی. رغبة الزوار فی الارتحال لزیارة الابرار. تحفة الاحباب فیمایجب به الخطاب. فردوس التدریس فی شرح قصیدهٔ محمدبن ادریس. زبدة اللیالی فی شرح عقیدة الامام غزالی. جود الموجود فی جحودالوجود. الکنز الاسنی فی شرح اسماء اللََّه الحسنی. المواضحة القویمة الفتح الربانی فی آداب طریقة الگیلانی. عین الصحو فی عوامل النحو. تحفة الاحبة فی علم اصول الحدیث. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن عثمان القاهری مشهور به الطوری. وی مفتی حنفیهٔ مصر بود. در الازهر فتوی میداد و درس میگفت. از تألیفات اوست: شرح الکنز در فقه. الفوا که الطوریه در ادب. وی به سال ۱۰۳۰ هـ . ق. به قاهره درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن علی بن یوسف بن محمد المغربی الفاسی المالکی. از بزرگان و شیوخ عصرخود بود. وی به تألیف نپرداخت و به جواب مسائل اکتفا میکرد. به سال ۱۰۰۷ هـ . ق. متولد و در ۱۰۹۱ درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن عمر البغدادی. وی عالم به ادب و تاریخ و اخبار بود به سال ۱۰۳۰ هـ . ق. به بغداد متولد شد و به سال ۱۰۹۳ به قاهره درگذشت. از تألیفات اوست: خزانة الادب. شرح کافیهٔ استرابادی. شرح شواهد الشافیه. شرح شواهد. شرح تحفة الوردیة در نحو. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن محمد معروف به ابن قضیب. رجوع به ابن قضیب و نیز به الاعلام زرکلی شود.
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن محمدبن زین الفیومی. وی از مردم مصر و فقیه و عارف و عالم به فرائض و هیئت و میقات و موسیقی بود. از تألیفات اوست: شرح منهاج النووی در فقه شافعی. شرح النزهة فی الحساب. المقنع فی الجبر و المقابله و جز آن. وی به سال ۱۰۲۲ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالقادربن محمد الانصاری الجزیری. وی فاضل و باحث و از مردم مصر بود. از تألیفات اوست: درر الفوائد المنتظمة. فی اخبار الحاج و طریق مکة المعظمة. خلاصة الذهب فی فضل العرب. عمدة الصفوة فی حل القسوة. مجموعه ای شامل اشعار و مراسلات و فوائد. و نسبت او به جزیرهٔ فیل از اعمال مصر است. وی به سال ۸۸۰ هـ . ق. متولد شد و در حدود ۹۷۷ درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن محمدبن عمربن محمدبن یوسف بن عبداللََّه بن نعیم، مکنی به ابوالمفاخر. در عصر خود مورخ دمشق بوده است. وی به سال ۸۴۵ هـ . ق. به دمشق متولد شد و به سال ۹۲۷ درگذشت. از تألیفات اوست: الدارس فی تواریخ المدارس که خلاصهٔ آن به فرانسه ترجمه شده است. العنوان فی ضبط الموالید و الوفیات لاهل الزمان. تذکرة الاخوان فی حوادث الزمان. التبیین فی تراجم العلماء و الصالحین. تحفة البررة فی الاحادیث المعتبرة. افادة النقل فی الکلام علی العقل. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن محمدبن یحیی بن مکرم الحسینی. وی مردی فاضل و از علماء حجاز بود و انشائی نیکو داشت و از تألیفات اوست: عیون المسائل من اعیان الرسائل. المقصورة الدریدیه. وی به سال ۹۷۶ هـ . ق. متولد و در ۱۰۳۳ درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن محیی الدین بن مصطفی الحسنی الجزائری. وی در زمرهٔ امرا و علما و شعرا بود و اصل او از وهران الجزائر است که به سال ۱۲۴۶ هـ . ق. که فرانسویان به الجزائر درآمدند مردم الجزائر بدو پیوستند، عبدالقادر مدت پانزده سال با فرانسویان جنگید و سرانجام به سال ۱۲۶۳ با شرائطی تسلیم آنان شد. فرانسویان ابتدا او رابه طولون و سپس به انبواز تبعید کردند. سرانجام ناپلئون دوم وی را آزاد کرد بدان شرط که دیگر به الجزائر بازنگردد. از تألیفات اوست: ذکری العاقل. رسالة فی العلوم و الاخلاق. وی به سال ۱۲۲۲ هـ . ق. متولد و در ۱۳۰۰ درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن میمی البصری. مردی فاضل و از مردم بصره است. از تألیفات اوست: رسائل فی المنطق و العروض و الصرف، و جز آن. وی به سال ۱۰۸۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن الناصر. از فرزندان امام یحیی شرف الدین حسینی امیر یمن است. وی مردی فاضل و عارف به ادب بود. او را شعری است و به سال ۱۰۹۷ هـ . ق. به کوکبان که مرکز امارت او بود درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) ابن یوسف النقیب الحلبی. وی فقیهی فاضل بود و به سال ۱۱۰۷ هـ . ق. به مدینه درگذشت. از تألیفات اوست: لسان الحکام فی فقه الحنفیة. معرفة الرمی بالسّهام. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) جیلانی، ابن ابی صالح موسی بن عبداللََّه بن یحیی الجیلانی ملقب به محیی الدین. مولد و مدفن وی بغداد است. امام سلسلهٔ قادریه و صوفیه است که اغلب در بلاد هند و ممالک عثمانی و بلاد اسلامی مذهبش رواج دارد. بگفتهٔ قاموس الاعلام و طبقات شعرانی نسبت او به حضرت حسن مجتبی (ع) میرسد. وی از بزرگان صوفیه و مشایخ طریقت و مؤسس مذهب قادریه است. او ابتدا نزد ابوزکریای تبریزی علوم عربیت را فراگرفت. فقه و اصول را نیز در بغداد آموخت. سپس به وعظ و تدریس پرداخت و شهرتی پیدا کرد. در زمان تحصیل از دسترنج خود ارتزاق میکرد. فتاوی او موافق هر دو مذهب شافعی و حنبلی است. در فقه و تصوف تألیفاتی دارد از جمله: بشائر الخیرات. دیوان اشعار. الغنیة الطالبی. طریق الحق. الفتح الربانی و الفیض الرحمانی. فتوح الغیب. الفیوضات الربانیة. ملفوظات قادریه. ملفوظات گیلانی و جز آن. وی به سال ۴۷۰ یا ۴۹۰ متولد و به سال ۵۶۰ یا ۵۶۱ هـ . ق. به بغداد درگذشت. (از روضات الجنات ص ۴۳۲) (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۴۹۴).
[ عَ دُلْ دِ ] (اِخ) راشدی. قاضی و مفتی قسطنطنیة و از فقهاء مغرب بود. از تألیفات اوست: حاشیة علی شرح السید للمواقف العضدیة. عائلات قسطنطنیة و قبائلها و عربها و بربرها. رسالة فی تحریم الدخان، و جز آن. وی در حدود سال ۱۱۱۲ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).

کلمات هم‌قافیه با «عبدالقادر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «در» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید