معنی عبدالغنی

معنی عبدالغنی

5 بازدید
[ عَ دُلْ غَ نی ی ] (اِخ) ابن اسماعیل بن عبدالغنی النابلسی. وی شاعر و عالم به علم دین و ادب بود و به بغداد و فلسطین و لبنان و مصر و حجاز سفر کرد. مولد او به سال ۱۰۵۰ هـ . ق. به دمشق بود و به سال ۱۱۴۳ هـ . ق. بدانجا درگذشت. از تألیفات اوست: الحضرة الانسیه فی الرحلة القدسیة. تعطیر الانام فی تعبیر المنام. علم الفلاحة. نفحات الازهار علی نسمات الاسحار. ایضاح الدلالات فی سماع الآلات. ذیل نفحة الریحانة. حلة الذهب الابریز فی الرحلة الی بعلبک و بقاع العزیز. الحقیقة و المجاز فی رحلة الشام و المصر و الحجاز. قلائد المرجان فی عقاید اهل الایمان. کنزالحق المبین فی احادیث سید المرسلین. اباحة الدخان. شرح المقدمة سید السنوسیة. رشحات الاقلام فی شرح کفایة الغلام. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ غَ نی ی ] (اِخ) ابن سعید ازدی، مکنی به ابومحمد. شیخ حفاظ حدیث بمصر و عالم به انساب و متفنن بود. وی به سال ۳۳۲ هـ . ق. به قاهره متولد شد و به سال ۴۰۹ درگذشت. از تألیفات اوست: مشتبه النسبة. المؤتلف و المختلف. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ غَ نی ی ] (اِخ) ابن شاکربن محمد السادات. وی فقیهی حنفی و از مردم دمشق بود. از تألیفات اوست: الفتاوی. به سال ۱۲۱۰ هـ . ق. متولد شد و به سال ۱۲۶۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ غَ نی ی ] (اِخ) ابن عبدالواحدبن علی بن مسرور المقدسی الجماعیلی الدمشقی حافظ حدیث بود. در جماعیل (نزدیک نابلس) متولد شد و به دمشق سکونت جست. او راست: الکمال فی اسماء الرجال در دو مجلد. الدرة المضیة فی السیرة النبویة. العمدة فی الاحکام. النصیحة فی الادعیة الصحیحة. اشراط الساعة و جز آن. وی به سال ۵۴۱ هـ . ق. متولد و به سال ۶۰۰ هـ . ق. به مصر درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ غَ نی ی ] (اِخ) عریسی. روزنامه نگار و از شهداء عرب است. مولد وی بیروت بود. وی روزنامهٔ یومیهٔ المفید را که از قدیمی ترین روزنامه های سوریه است منتشر کرد و به سال ۱۳۳۴ هـ . ق. در دیوان عالی محکوم و اعدام شد. از تألیفات اوست: کتاب البنین. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ دُلْ غَ نی ی ] (اِخ) فضلی دمشقی. طبیبی ماهر بود. و او را تألیفاتی است که بعضی از آنها به طبع رسیده است. وی به سال ۱۲۸۸ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).

کلمات هم‌قافیه با «عبدالغنی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید