معنی عبدالغفار
6 بازدید
[ عَ دُلْ غَ فْ فا ] (اِخ) مکنی به ابوسعید و ملقب به حمید امیر المؤمنین. رجوع به ابوسعید عبدالغفار شود.[ عَ دُلْ غَ فْ فا ] (اِخ) ابن عبدالکریم بن عبدالغفار القزوینی ملقب به نجم الدین. وی فقیه شافعی است. از کتب اوست: الحاوی الصغیر، العجایب فی شرح اللباب. وی به سال ۶۶۵ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُلْ غَ فْ فا ] (اِخ) ابن عبدالواحدبن وهب ملقب به أخرس. از فحول شعرای متأخر است. او را دیوانی است بنام الطرازالانفس فی شعرالاخرس. وی به سال ۱۲۲۵ هـ . ق. به موصل متولد شد و در ۱۲۹۰ هـ . ق. به بصره درگذشت. (از الاعلام زرکلی).[ عَ دُلْ غَ فْ فا ] (اِخ) جمال الدین بن مولانا جلال الدین اسحاق سمرقندی. وی مردی مورخ بود. (از رجال حبیب السیر ص ۹۸).
کلمات همقافیه با «عبدالغفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر