معنی عبدآباد

معنی عبدآباد

6 بازدید
[ عَ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران. واقع در ۵۰۰۰ گزی جنوب شهریار و راه عمومی. ناحیه ای است جلگه ای هوای آن معتدل است و ۳۲۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و رود کرج تأمین میشود. محصولات آن غلات، صیفی، چغندرقند، انگور و میوه جات است. شغل اهالی زراعت است راه مالرو دارد و از طریق علیشاه عوض ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زوارم بخش شیروان شهرستان قوچان. واقع در ۱۸هزار گزی جنوب باختری شیروان و ۵هزارگزی جنوب مالرو عمومی شیروان - سبزوار. ناحیه ای است کوهستانی آب و هوای آن معتدل است و ۶۲۳ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رودخانه تأمین میشود. محصولات آن غلات و انگور است. اهالی به کشاورزی، مالداری و قالیچه بافی اشتغال دارند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه. واقع در ۱۸هزار گزی خاور کدکن سر راه مالرو عمومی کدکن. ناحیه ای است دامنه ای. آب و هوای آن معتدل است. ۴۱ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات و چغندرقند است. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند و از جوادیه میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «عبدآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید