معنی عبب
7 بازدید
[ عَ بَ ] (ع اِ) میوه و ثمرهٔ کاکنج است که عروس در پرده باشد و آن را عبعب نیز گویند. (برهان). رجوع به مادهٔ بعد شود.[ عُ بُ ] (ع اِ) آب جهجهان -ریزان. (منتهی الارب) (آنندراج). آبهای جهنده. (اقرب الموارد). || درختی است که آن را الراء نامند. ابن سکیت گوید: عبب درخت کوچکی است که از حمی آب خورد و او را میوه های ریز بدی است که مربع الشکل است. (از معجم البلدان). دانهٔ کاکنج است و گفته اند عنب الثعلب است و گفته اند «راء» است و گفته اند از درختان تلخ است. (اقرب الموارد) (لسان العرب).
کلمات همقافیه با «عبب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بب» برای سرودن شعر