معنی عبامة
7 بازدید
[ عَ مَ ] (ع مص) احمق شدن. گول گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عَ مَ ] (اِخ) آبی است مر عوف بن عبد را که از بهترین آبهای آنان است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عبامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر