معنی عباس کندی

معنی عباس کندی

6 بازدید
[ عَ بْ با کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چالدران بخش سیه چشمهٔ شهرستان ماکو واقع در ۵۵۰۰ گزی جنوب خاروی سیه چشمه و یکهزاروپانصد گزی جنوب شوسهٔ سیه چشمه به قره ضیاءالدین. ناحیه ای است کوهستانی. هوای آن معتدل است. ۱۵۵ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات است. اهالی به کشاورزی و گله داری و جاجیم بافی اشتغال دارند. راه ارابه رو دارد. از سیه چشمه میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ عَ بْ با کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان به به جیک بخش سیه چشمهٔ شهرستان ماکو. واقع در ۲۳۵۰۰ گزی خاور سیه چشمه و ۷۵۰گزی شمال شوسهٔ سیه چشمه به قره ضیاءالدین. ناحیه ای است واقع در جلگه. هوای آن معتدل و سالم است. ۹۴ تن سکنه دارد.آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات است. اهالی به کشاورزی و گله داری و جاجیم بافی اشتغال دارند. راه ارابه رو دارد. از راه شوسهٔ سیه چشمه به قره ضیاءالدین میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «عباس کندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید