معنی عباس افندی

معنی عباس افندی

6 بازدید
[ عَ بْ با اَ فَ ] (اِخ) معروف به عبدالبهاء پسر ارشد میرزا حسین علی نوری معروف به بهاء اللََّه. بهائیان او را غصن اعظم خوانند. عباس افندی همراه پدر از ایران به بغداد و از آنجا به عکا رفت پس از مرگ پدر ریاست بهائیان بدو محول شد و بر مخالفان خود یعنی طرفداران میرزا محمدعلی تفوق جست و از آنجا به سویس و سپس به لندن و پس از آن به پاریس رفت و مجدداً به مصر بازگشت و در اوایل سنهٔ ۱۹۱۲ م. از مصر به طرف آمریکای شمالی حرکت کرد و در اواخر سنهٔ ۱۹۱۲ به اروپا مراجعت نمود و در ۱۴ دسامبر از سنهٔ مذکور به لیورپول وارد شد و از آنجا در جریان ۱۹۱۳ م. به آلمان و اطریش و مجارستان رفت و بسیاری دیگر از بلاد اروپا را سیاحت نمود و از آنجا در اواسط ۱۹۱۳ به مصر و از آنجا به حیفا برگشت و آنجا را از این تاریخ به بعد مقر نهائی خود قرار داد. وفات عباس افندی در ۲۷ ربیع الاول سنهٔ ۱۳۴۰ هـ . ق. مطابق ۲۸ نوامبر ۱۹۲۱ م. در حیفا بوده است و در جبل گرمل بالای حیفا و شرف سران مدفون شد. (تلخیص از یادداشت معاصرین مرحوم قزوینی مجلهٔ یادگار سال ۵ شمارهٔ ۶ - ۷).

کلمات هم‌قافیه با «عباس افندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید