معنی عبارد
5 بازدید
[ عُ رِ ] (ع ص) جاریة عبارد؛ دختر سپیدرنگ و تازه بدن نازک و لرزان اندام. (ناظم الاطباء). || شاخ نرم و نازک. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «عبارد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر