معنی عبادی

معنی عبادی

12 بازدید
[ عِ ] (ص نسبی) نسبت است به قاضی ابوعاصم محمدبن احمدبن محمدبن عبداللََّه بن عبادی الهروی. (از اللباب). و رجوع به عبادی ابوعاصم محمدبن احمد و امیر ابومنصور مظفر عبادی شود.
[ عِ ] (ص نسبی) نسبت است به عباد که بطنی از تجیب و نزیل مصرند. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱۱).
[ عُ ] (ص نسبی) نسبت است به عبادبن ضبیعةبن قیس بن ثعلبةبن عکابةبن صعب بن علی بن بکر. رجوع به عبداللََّه بن محمد العبادی شود. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱۰).
[ عُ ] (ص نسبی) نسبت است به عبادبن صامت. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱۰). رجوع به ابواسحاق ابراهیم بن حرث بن مصعب بن ولیدبن عبادةبن صامت عبادی بغدادی شود.
[ عُ بْ با ] (ص نسبی) نسبت است به عبادبن ضبیعةبن عبداللََّه محمدالعبادی. رجوع به عبادی عبداللََّه بن محمد العبادی شود. صوری گوید عبادی به تشدید باء است و ابونصربن ماکولا گوید عبادی را به تخفیف نمی شناسم. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱).
[ عَ بْ با ] (اِخ) ابوالحسن اردشیربن ابوالمنصور العبادی ملقب به امیر. یکی از وعاظ بنام و دارای ملاحت سخن و حسن سیرت بود و قبول عامه داشت. از ابوعبداللََّه محمدبن حسن هربند شانی روایت کند و ابوبکر عتیق بن علی غازی از او روایت دارد. وی در حدود سال ۴۹۰ هـ . ق. درگذشت. (از اللباب ج ۲ ص ۱۱۰). و رجوع به ریحانة الادب شود.
[ عُ ] (اِخ) ابراهیم بن حرث بن مصعب بن ولیدبن عبادةبن صامت العبادی، مکنی به ابواسحاق بغدادی. یکی از روات حدیث بود که از علی بن مدینی روایت کند و از وی ابوبکربن ابوداود روایت دارد. او احمدبن حنبل را درک کرد و از اهل مجلس او بود. (از اللباب).
[ عَ بْ با ] (اِخ) امیر ابومنصور مظفربن ابی الحسین عبادی فرزند ابوالحسن اردشیر. یکی از واعظان مشهور و دارای بلاغت کلام و فصاحت بیان بود و احادیث بسیار از نصراللََّه بن خشنامی و ابوعبدللََّه اسماعیل بن عبدالفاخر فارسی استماع کرد. ابوسعید سمعانی گوید: وی در دین خود موثق نبود، و رساله ای به خط او در مباح بودن شراب دیدم. وی به سال ۵۴۰ و اندی درگذشت. (از اللباب).
[ عَ بْ با ] (اِخ) سلیمان بن ابوصالح مولای حصین بن عبدالرحمان تجیبی عبادی است. (از اللباب).
[ عَ بْ با ] (اِخ) محمدبن احمدبن محمدبن محمدبن عبداللََّه بن عبادی الهروی ملقب به قاضی ابوعاصم وی از پیشوایان و مفتیان صاحب نظر بود فقه را در هرات نزد قاضی ابومنصور و در نیشابور نزد قاضی ابوعمر بسطامی آموخت و کتابهایی در فقه تألیف کرد از جمله مبسوط و هادی است و حدیث نیز روایت میکرد. وی به سال ۳۷۵ هـ . ق. متولد شد و به سال ۴۵۸ هـ . ق. درگذشت. (از اللباب ج ۲ ص ۱۰۹).

کلمات هم‌قافیه با «عبادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید