معنی عبادتگاه
6 بازدید
[ عِ دَ ] (اِ مرکب) عبادتگه. جای پرستش و عبادت. سجده گاه. معبد. مزگت. (ناظم الاطباء). عبادتخانه. آنجا که خدا را در آن بپرستند: و عبادتگاهی ساخت و مردم را خداپرستی آموخت. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۲۸). ز سمرقند بسی کس به دعای تو شدند به زیارتگه کاشان و عبادتگه اوش.سوزنی.
کلمات همقافیه با «عبادتگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر