معنی عباداللهی

معنی عباداللهی

6 بازدید
[ عِ دُلْ لا ] (اِخ) دهی است از دهستانهای بخش هندیجان شهرستان خرمشهر. این ده در جنوب خاوری شهرستان خرمشهر و در ساحل غربی رود زهره است هوای آن گرمسیر و مالاریایی است. آب آن از رود زهره تأمین میگردد و محصول عمدهٔ آن گندم و جو دیمی است. از پنج قریه بزرگ و کوچک تشکیل شده و ۶۰۰ تن سکنه دارد و از قراء مهم آن غرالی ۲ است که قریب ۱۷۰ تن سکنه دارد و ساکنان آن از طایفهٔ شعبانی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ عِ دُلْ لا ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی عباداللهی بخش هندیجان شهرستان خرمشهر. واقع در ۹هزارگزی جنوب باختری هندیجان، کنار راه اتومبیل رو به ساحل خلیج فارس. آب آن از رودخانهٔ زهره تأمین میشود و محصولات آن غلات دیمی است اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند راه در تابستان اتومبیل رو است و ساکنان از طایفهٔ شعبانی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «عباداللهی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید