معنی عایم
7 بازدید
[ یِ ] (ع ص) عائم. شناور. || (اِخ) نام بتی است. (ناظم الاطباء). و رجوع به عائم شود.
کلمات همقافیه با «عایم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر