معنی عاهل
7 بازدید
[ هِ ] (ع ص) پادشاه بزرگ. (منتهی الارب) (آنندراج). آن پادشاه که زور دست او هیچ دست نبود. (مهذب الاسماء). || زن که شوی ندارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آن زن که شوی نبود او را. (مهذب الاسماء). ج، عَواهل.
کلمات همقافیه با «عاهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر