معنی عاملی
7 بازدید
[ مِ ] (اِخ) ابراهیم بن یحیی. از افاضل علمای اوایل قرن سیزدهم هجرت بود که در حدود ۱۲۳۰ هـ . ق. درگذشت. وی از شاگردان سید بحرالعلوم بود و از آثار اوست تخمیس قصیدهٔ میمیهٔ ابوفراس حمدانی حاوی ۵۴ بیت که همهٔ آنها بهمان روش تخمیس شده است و در منن الرحمان شیخ جعفر نقدی مندرج است. (از ریحانة الادب).[ مِ ] (اِخ) احمد. رجوع به حر عاملی شود.[ مِ ] (اِخ) بدرالدین بن سید احمدبن زین العابدین حسنیی عاملی انصاری، ساکن طوس و یکی از مدرسین آنجا بود. او مردی فقیه و محدث و ادیب و شاعر بوده و از معاصرین شیخ حر عاملی و نوهٔ دختری میرداماد بود. و از تألیفات اوست: حجیة الاخبار و شرح زبدهٔ شیخ بهائی. (از ریحانة الادب).[ مِ ] (اِخ) محمدحسن. رجوع به حر عاملی شود.
کلمات همقافیه با «عاملی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر