معنی عالمآشوب
7 بازدید
[ لَ ] (نف مرکب) برهم زنندهٔ عالم. بمجاز آنکه مردمان را فریفتهٔ زیبائی خود سازد. بغایت زیبا. سخت خوش صورت و دلفریب : پری پیکری بود محبوب من بدو گفتم ای عالم آشوب من. سعدی (بوستان). گر در قیامتت هست این ناز عالم آشوب خوش آفتی است در پیش هنگامهٔ جزا را. عرفی.
کلمات همقافیه با «عالمآشوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر