معنی عاقب
7 بازدید
[ قِ ] (ع ص، اِ) نائب مهتر و قائم مقام آن بعد از وی. (منتهی الارب). || نائب و خلیفهٔ پیشینیان در امر نیکو، و منه قول النبی (ص) و أنا العاقب؛ أی آخر الانبیاء. کسی که جانشین بزرگی شود و رتبت او بعد از آن است، و منه جاءالسید و العاقب. (اقرب الموارد). || (اِ) هر چیز که جانشین شی ء پیشین خود شود. (منتهی الارب). || شتر ماده که بقیهٔ گیاه خورد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ قِ ] (اِخ) واپسین پیغامبران یعنی محمد (ص). (مهذب الاسماء). نام پیغمبر مسلمانان. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عاقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر