معنی عاشی
8 بازدید
(ع ص) رجل عاشٍ؛ مرد شبانگاه خورنده. || مرد آهنگ کننده. (ناظم الاطباء). || قاصد و یا قصدکننده. (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «عاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر