معنی عاشقباره
7 بازدید
[ شِ رَ / رِ ] (ص مرکب) عاشق دوست. هواخواه عاشق خود: چون سبو تا هست غم از زندگی در پیکرت دستگیری کن می آشامان عاشق باره را. صائب.
کلمات همقافیه با «عاشقباره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر